بقاء وكالت وكيل با واسطه در صورت فوت وكيل بي واسطه
نظریه شماره 7603/7
1389/12/08
در فرضی که شخصی به دیگری وکالت با حق توکیل به غیر اعطاء می نماید،و این شخص به دیگری تفویض وکالت مینماید و در متن سند قید می نماید که وکیل دوم ،قائم مقام وکیل اول می باشد ،در واقع وکیل دوم وکیل مع الوسطه موکل به شمار میآید و اعطای وکالت به غیر از موکل و وکیل اول اختیار انجام مورد وکالت را سلب نمینماید لکن چنین اقدامی ( انجام مورد وکالت) موجب انتفاء عقد وکالت می شود و فوت موکل باعث انقضای وکالت هر دو وکیل میگردد لکن فوت وکیل اول تاثیری در وکالت وکیل دوم ندارد و رابطه حقوق حقوقی که بین موکل و وکیل دوم توسط او برقرار گردیده کماکان معتبر میباشد.
نظریه شماره 4556/7
1390/11/01
وقتی که وکیل اول با داشتن حق توکیل تمام یا قسمتی اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض می کند این شخص (وکیل دوم) وکیل از طرف موکل اصلی محسوب می شود زیرا منشاء عقد وکالت جدید ، اراده وکیل اول نیست بلکه اذن واراده موکل است لذا استعفای وکیل اول نافی اختیارات وکیل بعدی نیست و تاثیری در وکالت وکیل دوم ندارد ووکالت وی بقوت خود باقی است مگر آنکه شرط شده باشد که استعفای وکیل اول موجب سلب اختیارات وکلای بعدی است.
نظریه شماره 782/92/7
1392/04/29
چنانچه وکیل اول دارای حق توکیل به غیراز ناحیه موکل جهت انجام مورد وکالت باشد وبراساس اختیارات حاصله ، شخص ثالثی را به عنوان وکیل دوم و مع الواسطه موکل انتخاب وانجام امور وکالت را به وی تفویض کند وکیل دوم وکیل مع الواسطه موکل است وبا فوت وکیل اول وکالت وکیل دوم به قوت خود باقی است ورابطه حقوقی بین موکل ووکیل دوم کماکان معتبر است زیرا منشاء عقد وکالت جدید اراده وکیل اول نیست بلکه اذن واراده موکل است.
Telegram.me/sardaftar